ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

271

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

رسمى و سياسى . به اين جهت جواب معنىدار و طنزآميزى كه درخور چنين نامه‌ى مضحك و بچگانه‌يى بوده است براى او مىفرستد . وصول چنين پاسخى بيش از پيش جان‌بول « 1 » را عصبانى مىكند . مدت‌ها درخواست‌هاى تهديدكننده‌ى سفارت انگلستان ، جواب‌هاى منفى و انكارآميز تركيه و نامه‌هاى آشتىجويانه‌ى وزارت امور خارجه رد و بدل مىشود ، بىآنكه اين مشاجره‌ى قلمى به نتيجه‌ى مثبتى برسد . انگليسى ادعا مىكرد كه آن عثمانى را وادار خواهد كرد اين بالاخانه‌ى شداديه را خراب كند يا لااقل مقابل پنجره‌هاى آن ديوار بكشد . ولى ترك به هيچ وجه زير بار نمىرفت . مسئله روزبه‌روز حادتر مىشد تا اينكه وزير ايرانى مجبور گرديد با همكاران خود جلسه‌يى تشكيل دهد و موضوع كشمكش اين دو سفير خارجى را در آن مطرح كند . مشاوران همه ابراز نگرانى كردند ، چون درخواست آقاى تامسون سخت بىمعنى و بچگانه بود و شكايتش پوچ و بىاساس ؛ ولى ايرانىهاى دورانديش تصور مىكردند كه علت جنگ زرگرى زير سر آلمانىها است كه به وسيله‌ى فارن اوفيس « 2 » زمينه‌ى آن چيده مىشود تا شايد به اين بهانه سرانجام دره‌ى كارون را كه از مدت‌ها پيش دندان‌ها براى بلعيدن آن تيز شده است ، تصرف كنند يا ميدان عمليات سربازان هندى جاسك را در امتداد بندرعباس گسترش دهند . سرانجام در اين جلسه چنين اتخاذ تصميم مىشود كه از صاحب‌نظران دعوت به عمل آيد تا مسئله‌ى مورد مناقشه‌ى طرفين را دقيقا بررسى و راه‌حل عاقلانه‌يى براى اين مشكل پيدا كنند . گزارش آن هيأت قاطع و قانع‌كننده بود : بين دو سفارتخانه كم‌تر از پانصد متر فاصله نيست . اگر به فرض محال كسى قبول كند كه ترك‌ها چشمان نافذ لن‌سه « 3 » و قوىترين تلسكوپ جهان را هم در اختيار خود داشته باشند ، از اين فاصله‌ى دور خواندن مدارك انگليسى براى آنها محال و امكان‌ناپذير است ، با توجه به اينكه علاوه بر دورى راه ، در اين سمت اتاق‌هاى سفارت انگليس پنجره‌يى نيز وجود ندارد . . . .

--> ( 1 ) . John bull : عنوان طنزآميز انگليسىها . جان‌بول نام قهرمان كتاب تاريخ جان‌بول نوشته‌ى جان آرباثنت ، پزشك انگليسى است و چون خصوصيات انگليسىها در وجود او جمع بوده است ، در مورد تمامى انگليسىها مصداق پيدا كرده است . م . ( 2 ) . Foreign office : وزارت امور خارجه انگلستان . م . ( 3 ) . Lyncee : يكى از قهرمانان يونانى ، فرزند Apharee كه به دليل چشمان نافذى كه داشت مىتوانست از وراى ديوار ضخيم همه چيز را ببيند و در ادبيات دنيا معروف است . م .